تبلیغات
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ وبلاگ روستای صفرمیان "رضائیان" نم نم وارش - روستای صفرمیان نکا - مطالب جغرافیا - معرفی روستا


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


اوقات شرعی


پمپ بنزین | یاس تم
وصیت نامه | آلودگی هوا
چهل شاخص | موسیقی
کد لوگوهای سه گوشه

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد لوگوهای سه گوشه

پیچک



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


  • تبیان
  • 
  • ایران کاشی
  • کد سخنان بزرگان

    کدهای عاشقانه
    کدهای موس

    قالب وبلاگ


    Admin Logo themebox

    موسیقی اصیل مازندرانی

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396-10:32 ب.ظ

    موسیقی اصیل مازندرانی

     

    موسیقی اصیل تبری (مربوط به کوهستان‌ها و جلگه‌های مرکزی مازندران)
     موسیقی علی آباد کتول (مربوط به بلوک آستارآباد قدیم به مرکزیّت پیچک محله)
     موسیقی گداری (به مرکزیّت قنبرآباد بهشهر)
     موسیقی خنیایی شرق استان (مربوط به جلگه‌های شرق مازندران از کردکوی تا میاندرود ساری)
     موسیقی غرب مازندران ( از دو سوی رودخانه چالوس تا دوسوی رودخانه نشتا)
     موسیقی مرکزی مازندران 
    موسیقی مناطق مرکزی مازندران که تقریبا خاستگاه اصلی کلیة نغمات، آواها و نواهای پنجگانة تبری زبان به شمار می‌آید در همة نواحی کوهستانی از هزار جریب تا کوهستان‌های کجور و محال ثلاث ودر نواحی جلگه‌ای از میاندرود تا شرق رودخانه چالوس عمومیت و کاربرد دارد. این موسیقی از یک سو بر پایة دو مقام آوازی پراهمیت منطقه یعنی تبری و کتولی بنا شد و از سوی دیگر برمحور ده‌ها قطعه و تکّه سازی چوپانی منطقه شکل گرفته و گسترش یافت. دو مقام کتولی و تبری رفته رفته به موسیقی سازی منطقه راه یافتند و بر غنا و تنوع آن افزودند. مقام تبری با استفاده از اشعار منسوب به امیر پازواری هم در بخش سازی و هم در بخش آوازی به امیری شهرت یافت. کتولی نیز تحت تاثیر موسیقی سایر مناطق واقوام، حالات مختلفی یافت که اصلی‌ترین و کهن‌ترین آنها کتولی رایج در مناطق مرکزی است. علاوه بر این شبه مقاماتی آوازی همچون
    چاروداری حال و منظومه‌های متعددی همچون طالبا ارکان و اساس موسیقی این منطقه را تشکیل می‌دهند. با الهام از مقامات و منظومه‌های مورد بحث، آواهای دیگری با عنوان سوت‌ها بروز یافتند که می‌توان آن‌ها را از نظر ساختاری در چارچوب ریزمقامات مورد بررسی قرار داد. این مجموعه در کنارة گهره سریها یا لالاییها، نواجشها، موری و ریزمقامات یا کیجاجانها کلّیات موسیقی آوازی مناطق مرکزی مازندران را تشکیل می‌دهند.
    مایگی آواهای مازندرانی در شور و دشتی است و آن دسته از مقامات و ریزمقامات آوازی یا سازی که یا مایه‌هایی جدا از مایگی فوق ملاحظه می‌شوند. از موسیقی سایر مناطق و یا اقوام الهام یافته و به موسیقی منطقه پیوسته‌اند. موسقی سازی نیز در این منطقه بسیار متنوع است و پرتعداد است.
    اصلی‌ترین و قدیم‌ترین بخش از این موسیقی شامل تعدادی از قطعات سازی است که به شیوه‌های زندگی دامی کهن اختصاص دارد. هر چند در حال حاضر جنبه‌های کاربردی این تکّه‌ها از میان رفته است ولی همچنان در نوای ساز (چوپانان) و یا نوازندگان جاری است. از اصلی‌ترین این تکّه‌ها باید از
    کمرسری، تریکه‌سری، کردحال یا چپون حال، میش حال، بورسری، دشتی حال، ولگ سری، سنگین سما نام برد که توسط لله وا یا نی چوپانی مازندران نواخته می‌شوند.
    بخش دیگری از موسیقی سازی این منطقه را باید به موسیقی مراسم و آیین‌ها جستجو کرد که توسط سرنا نواخته میشود .
    شاخص‌ترین این تکّه‌ها که در عروسی، جشن‌ها و اعیاد مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند،
    جلوداری، ورساقی، آروس یار، گورگه، روونی، جلیت، ترکمونی، حناسری، کلنج زر، درون، آروس کفا، پیشنوازی نام دارند.
    برخی از این تکّه‌ها مانند
    آروس یار و جلوداری بعدها به قطعات لله‌وا پیوسته و توسط این ساز نواخته شدند. علاوه بر این آنچنان که پیشتر اشاره شد بسیاری از مقامات و منظومه‌های آوازی همچون تبری (امیری)، ٍٍ کتولی، طالبا، نجما، حقانی به موسیقی سازی الحاق یافته و به جمع قطعات لله وا و کمانچه افزوده شدند. 
    نتیجه اینکه ریزمقامات یا ترانه‌های مازندرانی بر اساس مقامات آوازی و سازی این منطقه پدید آمدند که در این بخش به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.
    ریزمقامات در مناطق
    مرکزی مازندران (کیجا جان)
    ریزمقامات مناطق مرکزی مازندران به سه گروه تقسیم می‌شوند و هر گروه با ویژگی‌هایی قابل شناسایی هستند گروه اول ریزمقاماتی که بر اساس آواها و تکّه‌های کهن موسیقی تبری شکل یافته‌اند.
    گروه دوّم، ریزمقاماتی که با پیدایش آوازهای مذهبی به ویژه موسیقی تعزیه بروز نموده و از موسیقی سنتی همراه آن الهام یافته‌اند.
    گروه سوّم ریزمقاماتی که برداشتی از موسیقی اقوام و طوایف مستقر در منطقه می‌باشند و یا تحت تاثیر مقامات آوازی و سازی سایر مناطق ایران پدیدار شده‌اند. که ذیلا به خصوصیات هر یک از گروه‌های سه‌گانه فوق پرداخته خواهد شد.
    1- ریزمقامات اصیل تبری

    مناطق گسترده‌ای از کوهستان‌های مازندران از هزارجریب تا بیرون بشم و جلگه‌های حدّ فاصل شهرستان ساری تا غرب نوشهر از مجموعه ریزمقاماتی استفاده می‌کنند که بر پایة اصیل‌ترین و کهن‌ترین آواها و تکّه‌های چوپانی مازندران شکل یافته‌اند. مایگی بیشتر آن‌ها در شور دشتی است و ساختمان آن‌ها بر اساس توالی و تکرار جملات موسیقی و شعر استوار است که در هر دور به جملات کوتاه‌تری متّصل شده و بر اساس شیوة بداهه خوانی و حسّ فردی خوانندگان حالات ویژه‌ای می‌پذیرد.
    اشعار در این ریزمقامات غالبا به گوشوارهایی منتهی می‌شوند که به ترکیب بند و ترجیع‌بند در اشعار کلاسیک ایران مانند است. با این همه در اجرای شیوه‌های کهن‌تر ریزمقامات که توسط خنیاگران و شعرخوان‌های محلّی بیان می‌شود، حالات مشترکی از اشعار عروضی و هجایی به چشم می‌خورد، که جای تامّل بیشتری دارد. جداسازی این اشعار از جملات موسیقی، عدم تطابق آنها را با قالب‌های شعر کلاسیکه ایران نشان می‌دهد. خوانندگان مختلف تلاش می‌کنند تا این گونه اشعار را با سبک و سیاق خود با جملات موسیقی هماهنگ سازند از همین رو ممکن است د راجراهای مختلف از یک ریزمقام، با کشش‌ها، تحریرها و مترهای بدیعی مواجه شد.
    میزان تغییر در اجرای ریزمقامی واحد، در روستاها و شهرهای مختلف در حدّ تغییر لهجة زبان تبری است. این گروه از ریزمقامات در مناطق کوهستانی نسبت به مناطق جلگه‌ای از اصالت بیشتری برخوردارند و ساختار سنتی آنها کمتر دستخوش دگرگونی شده است. طبیعی است در مناطق جلگه‌ای، تراکم جمعیت، ارتباط گسترده‌تر با برخی از فرهنگ‌های همجوار و درآمیزی با مهاجرین، موجب تغییراتی چند در برخی حالات و ریتم این گروه از ریزمقامات شده است. با این همه این گروه در کلیت خود چه درمناطق کوهستانی و یا جلگه‌ای، هم‌سو و همانندند. شیوه‌های اجرایی این ریزمقامات بر اساس نظام و قواید خاصی است و با آنکه خاستگاه و منشاء ملودی آن‌ها به شدّت از مقامات یا منظومه‌های آوازی همچون
    امیری، کتولی و طالبا متاثر است امّا پس از آن‌ها به خصوص بعد از اجرای کتولی خوانده می‌شود.
    باید گفت که ریزمقامات از نظر حالات و مضمون اساسا به مراسم و آیین‌های سرورآمیز و یا موضوعات معیشتی ارتباط داشته‌اند اما شعر خوان‌ها (شرخون) و خنیاگران که در مجالس و شب‌نشینی‌ها راوی مقامات ومنظومه‌ها، همراه با نقل داستان‌های عاشقانه و یا احادیث بوده‌اند، کمتر به اجرای ریزمقام می‌پرداختند.
    2- ریزمقامات متاثر از موسیقی مذهبی

    پیدایش اولین گونه‌های موسیقی مذهبی در قالب شبیه‌خوانی‌ها، مراثی و نوحه‌ها که بیشتر توسط تعزیه‌خوان‌ها و مدّاحان کومش و مناطق مرکزی ایران به اجرا در می‌آمد به لحاظ بار اعتقادی و مذهبی مورد توجه مردم منطقه قرار گرفت. رفته‌رفته بسیاری از نوحه‌ها و مراثی براساس و مدل تصنیف‌سازی موسیقی سنتی شکل یافته و در منطقه متداول شدند.
    این گروه از نوحه‌ها و مراثی بعکس تعزیه، از نظر اجرایی دارای محدودیت زمانی و مکانی نبوده و در بیشتر سوگواری‌ها معمول شدند. با گذشت زمان تکرار و عمومیت این موسیقی، تاثیر آشکاری بر موسیقی، به ویژه بر منظومه‌ها و ریزمقامات تبری بر جای گذاشت. این احتمال قابل طرح است که برخی منظومه‌های موسیقیایی مازندران همجون نجما، حیدربک و صنمبر تحت تاثیر موسیقی مذهبی شکل یافته و بسیای از ترانه‌ها در چهارگاه و سه‌گاه نیز از همین موسیقی متاثر شده و ضمن پذیرش و آمیختن د راین میان در تاثیر برخی از ریزمقامات و قطعات آوازی ویا سازی امروز مازندران، از موسیقی مذهبی نمی توان تردید داشت. به طور نمونه مرثیة
    خنجر می‌زند شمر با تغییر مایگی از بیات ترک به شوشتری، به لیلا باریکلا‌ تغییر نام یافته و عینا به مجموعة ریزمقامات مازندران افزوده شد. همچنین آواز عباس‌خوانی (رجزخوانی) در تعزیه، عینا با عنوان عباس‌خونی به قطعات سازی مازندران انتقال یافت که توسط لله‌وا نواخته می‌شود.
    3- ریزمقامات متاثر از موسیقی اقوام

    در پی تمرکز وایجاد امنیت نسبی کشور در دوران صفویه، مراودات و مبادلات اقتصادی و اجتماعی بین اقوام و طوایف ایرانی گسترش قابل توجه‌ای یافت. 
    در همین رابطه بسیاری از جارواداران مازندرانی و کومشی در جریان سفرها و مبادلات تجاری با مناطق مرکزی ایران، ضمن آشنایی با موسیقی این نواحی برخی از ریزمقامات مناطق یاد شده را به حافظة خود سپردند و بر اساس حس بومی و فردی تغییراتی در برخی از حالات آن‌ها ایجاد نمودند. این ریزمقامات نیز رفته رفته به وسیلة همین افراد در منطقه عمومیت یافته و مورد استقبال قرار گرفت. وجود تعدادی ریزمقام در شوشتری، بیات ترک، ماهور و چهارگاه را باید محصول این جابه جایی‌ها دانست.
    همچنین کوچ پیوسته اقوام به مناطق کوهستانی و کوهپایه‌ای مازندران که از دورة صفویه آغاز و به مرور ادامه یافت، در انتقال برخی از ریزمقامات دیگر طوایف ایرانی به این منطقه، بی تاثیر نبود. طوایفی چون درزی‌های اصفهان و کردان، اگرچه با گذشت زمان درکلیة آداب، سنن قومی و فرهنگ منطقه استحاله شدند ولی بی شک تاثیراتی نیز در فرهنگ وهنر منطقه به جای گذاردند.
    وجود قطعاتی همچون
    کیجا کرچال در شوشتری و زاری در بیات ترک که امروزه جزء قطعات سازی منطقه قلمداد شده وبا لله وا نواخته می‌شوند از همین طسریق به موسقی منطقه راه یافته‌اند.
    موسیقی علی آبادکتول یا موسیقی کتولی
    علی آباد کتول از نظر جغرافیایی شرقی‌ترین مناطق تبری زبان واز اصلی‌ترین بلوکات استارآباد قدیم محسوب می‌شود. نزدیکی این منطقه با بسیاری از نواحی ترکمن‌نشین واحاطه آن توسط روستاهایی همچون
    اوبه دوجی اوبه بهلکه، قره بولاق، شفتالو باغ، حسن طبیب، اوبة کوچک، نظرخانی، اوبة بدراق نوری، قراقچی و از سوی دیگر حضور اقوم سیستانی و همسایگی با خراسان، پیچیدگی شگفتی را در مجموعة فرهنگ شفاهی علی‌آباد موجب شده است.
    زبان تبری در علی‌آباد از نظر قواعد و واژگان همانند تبری نواحی مرکزی مازندران می‌باشد ولی در عین حال در برخی از قواعد و ساختار دستوری از لهجة فارسی خراسانی و گرگانی متاثر است. افزون بر این تعداد قابل توجهی از واژگان خراسانی، گرگانی، ترکی و سیستانی نیز در آن به چشم می‌خورد. این درهم‌آمیزی در موسیقی کتول محسوس‌تر است. به ویژه تاثیر دو جریان بزرگ موسیقیایی یعنی خراسانی و ترکمنی به آسانی در آن مشهود است ضمن اینکه مراودت عاشق‌های ترک نژاد بجنورد و کردان قوچانی و انتقال برخی از مقامات و ریزمقامات اقوام فوق به موسیقی کتول، در افزایش کیفی و کمی آن تاثیر به سزایی داشته است. به روایت دیگر شاخه تنومند موسیقی کتولی از سمت شرق به خاک‌های خراسان و مناطق ترک‌نشین و کردنشین آن و از سوی شمال به دشت‌های ترکمن‌نشین ریشه دوانده است و اینها همه جدا ازخاستگاه اصلی آن یعنی موسیقی تبری است. بنابرایناز یک سو می‌توانیم شاهد دریافت‌ها و روایت ویژه هرایی ترکمنی باتلفیق خراسانی آن در موسیقی کتول باشیم و از سوی دیگر بیت‌خوانی‌های شرق و بسیاری از حالات موسیقی خراسانی را در آن مشاهده کنیم.
    باید اضافه نمود بخش وسیعی از قطعات سازی کتول نیز متاثر از موسیقی سازی طوایف سیستانی است این تاثیرات دارای جنبه‌های متفاوتی است. به طوری که برخی از قطعات ونغمات در سرنا عینا به موسیقی کتول انتقال یافته‌اند و تعدادی دیگر با پذیرش تغییراتی در حالات و یا ساختار نغمات به این موسیقی پیوستند. از رهگذر این آمیزش‌ها، تنوع چشمگیری را در ادوات موسیقی کتول ملاحظه می‌کنیم که از فرهنگ‌های متفاوتی وام گرفته شد و سپس بخاطر استمرار در کاربرد، پس از گذشت سده‌ها به سازهایی بومی تبدیل شدند، که در جای خود به آنها پرداخته خواهد شد.
    اساس موسیقی کتول
    ساختار موسیقی کتول متکی بر دو مقام آوازی با عنوان
    هرایی کوتاه و هرایی بلند است. هر چند این و هرایی خود دارای انواع دیگری نیز هستند که به حس مجریان و چگونگی بلندی یا کوتاهیجملات آن به هنگام اجرا بستگی دارد. از قدیم‌الایام خنیاگران کتول این دو مقام را بر اساس سلیقه و ذوق فردی و با اتکا به سنت بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی در اشکال مختلفی اجرا نموده‌اند که پس از شکل‌گیری و تثبیت، به نام آنها نامدار شد. برهمین مبنا پس از سالیان دراز ده‌ها مقام به مجموعة مقامات موسیقی کتول افزوده شد که هر یک از آنها به نام خنیاگران پدیدآورندة خود خوانده می‌شود. ازنمونة این گونه مقامات می توان از مقام علی محمّد صنم، مقام یحیی گالش و مقام حسن خانی یاد کرد.
    از انواع دیگر موسیقی آوازی علی‌آباد کتول باید از
    راسته مقامات نام برد. راسته مقام از نظر کلی تفاوت چندانی با مقام هرایی نداشته واز بسیاری جهات با آن همانند است. وجه تمایز راسته مقام با مقام هرایی بلند و کوتاه در اجرای پرشتاب‌تر و سریع‌تر آن است. به همین دلیل شاید بتوان گفت راسته مقامات در این مورد به ریزمقامات نزدیک می‌شوند. مجموعة کله‌کشها بخش دیگری از موسیقی آوازی علی‌آباد کتول است. کله‌کشها د رموسیقی این منطقه به آوازهای پنج‌گانه‌ای اطلاق می‌شود که نسبت به هم دارای تفاوت‌هایی (هرچند اندک) هستند. طول جملات این آوازها از هرایی کوتاه‌تر است. کله‌کش‌ها نیز همچون هرایی، مقدمه و پیش‌درآمدی جهت اجرای موسیقی منظومه ای و ریز مقامات به شمار می آید. بخش دیگری از موسیقی آوازی کتول شامل منظومه هاست که عباس مسکین یا عباس گالش از معروفترین آن هاست. منظومه ها معمولا پس از مقامات و کله کش ها و قبل از ریزمقامات به اجرا در می آیند .



    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396 10:47 ب.ظ
    نظرات() 

    ضرب المثل های اصیل مازرونی

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396-10:24 ب.ظ

    ضرب المثل های اصیل مازرونی


    اگر داروک بخونده گنه وارش انه


    اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می گویند باران می آید. 


    - پنج شنبه نون و خرما در کامبی تا امه مرده جه برسه 


    پنجشنبه نان و خرما بیرون می دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد. 


    - چایی دله دار دره مهمان قد بلند انه


    روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می آید.


    - خوی بد بدی صدقه درها کن تا بدی اون خو بر طرف بوشه 


    خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود. 


    - سگ سر انشند ته دست گند موک زنده


    روی سگ آب نریز دستت زگیل می زند


    - شو بی وقتی نونه جارو بزوئن فرشته ملائکه ره از شه سره بیرون کاندی


    شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می کنی


    - گرم تندیر سره دپوشی ته وشته حادثه پیش انه


    سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می آید. 


    - نمک ره نشند بنه به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا هسته 


    نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا (س ) است




    دام دارهای منطقه عقیده دارند افراد ناپاک نباید وارد گله گوسفند بز شوند زیرا گوسفند از رمه حضرت موسی ( ص ) است. به همین دلیل نیز زن ها حق دوشیدن شیر گوسفندان را ندارند زیرا ممکن ناپاک باشند از این رو دوشیدن شیر گوسفند و بز وظیفه مردان و دوشیدن شیر گاو بر عهده زن ها است. عقیده بر این است که باید وقت خشکسالی و یا روزی که گوسفند به طور رایگان بین اهالی محل توزیع شود. این شیر در منطقه « بلده» نور به « حلوی شیر» معروف است. در گذشته که دام دارها پس از پایان فصل سرما به طرف کوه می آمدند در روستای « هفت تن » لاریجان آمل عقیده بر این بود که گوسفند را باید داخل امامزاده « هفت تن» بدوشند و شیر تولیدی را به متولی امامزاده بدهند.


     نام های زیبا و اصیل مازندرانی



    اسم های پسرانه مازندرانی


    * پیشداد ( نیای بزرگ پیشدادیان)
    * خورشید ( اسپهبد خورشید در ناحیه جنوبی سواد کوه)
    * دادمهر ( محبت ایزدی، فرزندی که از روی محبت پروردگار داده شده است)
    * دامون ( یاری دهنده انسان ها)
    * دیاکو ( اولین پادشاه ماد)
    * زرمهر ( از نوادگان کاوه آهنگر؛ اسپهبد تبرستان)
    * شروین ( اسپهبد شروین در کوههای قومس و درناحیه دهستان چاشم در شمال سمنان که از خاندان روحانی بودند)
    * شوپه ( پرنده‌ای زیبا)
    * فرورتیش
    * کارن ( اسپهبد کارن درجنوب ساری درفریم وشمال قومس فرمانروا بودند
    * کارو ( اسپهبد کارو در سوادکوه)
    * کایر ( یار و یاور، همدم)
    * مازیار ( اسپهبد مازیار، مقر حکومت در شهریارکوه درشمال سمنان وجنوب ساری)
    * مرداویج ( حاکم طبرستان و ری)
    * ونداد ( اسپهبد ونداد هرمز در جنوب ساری، پدربزرگ مازیار)
    * هورموند
    * روماک (صادق، منظم، صاف و تمیز، محکم)
    * جویا (جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.)
    * نیما (کمان)


    اسم های دخترانه مازندرانی


    * بدری
    * به مونی ( تشابه به زیبایی)
    * تِرنه ( شادابی، جذابیت؛ کاربرد در روستاهای مازندران)
    * تساپه ( "تسا" یا "تیسا" یعنی برهنه،خالی و"په" یعنی لنگه، و "تیساپه" یعنی بی لنگه)
    * دلوسه ( دلخواه)
    * دوکا
    * راشر
    * روجا (درخشان ترین ستاره شب، آخرین ستاره که تا سپیده صبح می‌درخشد.)
    * سرگل
    * شبره ( شبنم)
    * شوکا ( نام آهوی وحشی)
    * شهربانو ( شمشاد خانم)
    * گیلان )
    * ماهتو ( مهتاب)
    * مسل
    * نجمه ( نام نوعی سبک ساز در مازندرانی)
    * نیشا ( غنچه)
    * وندای
    * ونوشه ( گل بنفشه)
    * ناتکا ( یک نوع گلابی ، تا = مانند )



    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396 10:25 ب.ظ
    نظرات() 

    بازی های محلی مازندرانی ها

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396-10:21 ب.ظ

    بازی های محلی مازندرانی ها



    آغوزکا یا گردو بازی:

    بازیکنان گردوها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

    چلیک مارکا : 

    بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

    رزین کا:

    رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند. 

    رُسِن بازی: 

    از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک و حرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند بعد از پایان نمایش شیطانک در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند. 

    لوچو:
    کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که در این دو هفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.
    برای اینکه در گذشته رسم بر این بود که جایزه فرد پیروز را بر نوک چوبی قرار می‌دادند این مسابقه به لوچو یعنینوک چوب معروف گشت.

    گاوجنگی: 

    از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر کلا شهرستان نور است که به زبان محلی تشک جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یک هفته بعد از اتمام کشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و کرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

    « سوچلا» یا شکار به روش سنتی در آب بندان :

    یکی از راه های درآمد روستاهای مرکزی مازندران شکار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام کم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران که دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می کنند و بیشتر در آب بندان ها که به علت کشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساکن می شوند.این شکار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریک بدون تیراندازی با وسایل شکار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شکار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین کلا، لاریم و مشک آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.
    صید سنتی به روش « روز دما » :

    شکار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این کار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردک ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می کنند تا به محیط اطراف عادت کنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می کنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند که به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردک های ترتیب شده به جمع پرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می کشانند . سپس صیاد نخ را می کشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.



    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396 10:22 ب.ظ
    نظرات() 

    اشعار امیر پازواری

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396-10:20 ب.ظ

    ..................................................................................................................

    دادار مِنزِل مازِرون اَلبِرز دیوار خِزِر مِه آبِرو بَرکِتِ

    هِوا شِوار وِنه خاکِه اَمِه مار خِدایا تِه اَمه مار خارخاری دار

    خانه ام مازندران البرز شده دیوار آن آبرویم شد خزر از برکت دادار آن

    هوایش نرم بارانی و خاکش مادرمان خدایا تو نگهداری کن از این مادرمان

    مجید صالحی ملقب به صالح

    وَنوشِهْ رِه گِمـِّهْ چییِهْ تِهْ دامِنْ چاکْ ؟ نُوروُز بییَموُ نَظِر دارْنـی سُویِ خاکْ

    تُوپَنْجْرُوزِهْ عُمْرْدارْنی،تِرِهْ چییِهْ باک؟ هَرْکَس بِدَنی کَم بِزیسْتِهْ،هَسِّه پاکْ

    گویم بنفشه را ، ز چه شد دامن تو چاک نوروز آمد نظرت هست سوی خاک

    این پنجروز عمر ترابهر چیست باک؟ هرکس که کم بزیست در عالم هموست پاک

    امیر پازواری

     

    قالی سَرْنیشْتی،کُوبِ تِریرِهْ یادْدارْ اَمسالِ سیری،پارِوَشنی رِهْ یاد دارْ

    اَسبِ زینْ سِوارْ دُوشِ چَپی رِهْ یادْ دارْ چَکمِهْ دَکِردی،لینگِ تَلی رِهْ یادْ دارْ

    یاد کن چون روی فرشی ،بوریا نیمدار را سیرگشتی یاد کن، بودی گرسنه پار را

    زین سواری یاد کن زنبیل وکوله بار را چکمه پوشا! یاد کن پای پیاده خار را

    امیر پازواری

     

    سَرْرِهْ بَشِسّی،زِلفُونْ رِهْ غیش بِساتی اَلْماسْ دینْگوُئی،دِلْرِهْ خِریشْ بِساتی

    هِزارْبیگانِهْ رِهْ، شِهْ وَرْ خویشْ بِساتی مِهْ جا بَرِسی ، خَوْدْ رِهْ دَرْویشْ بِساتی

    شستی سروزلف را کردی غیش الماس بدل بریختی ،گشت خریش

    بیگانه هزار کس گزیدی چون خویش بر من چو رسیده ای ، شدی چون درویش

    امیر پازواری

    تیـرِنگْ بَدیمِهْ کِهْ ویشِهْ نیشْتِهْ بیِهْ بَوتِمِهْ تیرِنْگْ !تِهْ مِدِّعاچِهْ چییِهْ

    مِهْ دیمْ سِرْخِهْ ، مِهْ گِرْدِنْ هَلی تی تیِهْ هَرْکَسْ عاشِقْ بوُ،دُونّهْ مِهْ دَرْدْ چِه چییِهْ

    بـدیـدم من تذروی زار وخستـه درون بیشـه ای تنهـا نشستـه

    بدو گفتـم: چه باشـد مـدّعـایت بگـفتـا نیک بنگـر بـا درایت

    که رویم سرخ وگردن هست الوان چنـان اشکوفه ای فصل بهاران

    که روید بر درخت گوجه بسیار همان آلوچه ی پر بهر وپر بار

    هر آن عاشق بود داند سبب چیست؟ فغان ودرد من از کیست ، از چیست؟

    امیر پازواری

    اَمْروُزْ چَنْدْ روُزِهْ ، دوُسْتِ گِموُنْ نِدارْمِهْ وَحْشی بَئیمِهْ دینُ وُ ایموُنْ نِدارْمِهْ

    وِنِـهْ شِـهْ بـوُرِمْ ، بَـلِدِاوُنْ نِـدارْمِـهْ شِهْ دوُسْتِ مِنْزِلْ رِهْ مِنْ نِشوُنْ نِدارْمِهْ

    نـدارم آگـهی چنـدی ز جـانـان شـدم وحشی نـدارم دین وایمـان

    رَوَم باید به نزدش، نیست رهبان نـدارم من نشـان ، از کـوی ایشان

    امیر پازواری



    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396 10:21 ب.ظ
    نظرات() 

    پوشاک زنان مازندرانی

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396-10:17 ب.ظ

    پوشاک زنان مازندرانی



    شلیته یا چرخی شلوار، تمبون قمبلی : 

    دامن پرچین و کوتاهی است از جنس پارچه ابریشمی و کتان های

     ظریف یک رنگ که معولا" دورادور لبه پایین آن را با نوار سیاه رنگی تزیین می کردند و به آن سیاهیک می گویند.در تندیس های به دست آمده از دور اشکانیان مجسمه زنی با شلیته ای بلند و پیراهنی نیمه کوتاه وجود دارد. در حال حاضر از شلیته ای هنگام جشن ها و برای رقص ها ی محلی استفاده می شود. تمبان تنگه تمبان یا پشمبال :

    نوعی شلوار با الگوی ساده به رنگ تیره معمولا" از جنس پارچه ای سنتی کرباس و یا از جنس پارچه های تهیه شده از بازار به نام دبیت حاج اکبری است.. در چین کمر تمبان به جای کش، نوار بلند کتانی یا کج استفاده می شود.
    نیم ساق : 

    نیم ساق هم نوعی شلوار تنگ به رنگ های سبز ، سفید یا سرخ از جنس ابریشم یا مخمل است که آن را معمولا" دختران و زنان جوان در زیر پیراهن می پوشند.
    جومه: 
    پیراهن و دامن یک سره از شانه تا زیر زانو است جنس این پیراهن معمولا" کتان یا چیت است.
    نیم تنه: 
    این جلیقه به شکل جلیقه های مردانه با یقه هفت یا گرد و جلو باز است و چند دکمه می خورد . قسمت جلویی آن از پارچه پشمی و پشت آن آستری است .گاه جلیقه را از جنس مخمل سرخ یا زرد و آراسته به سکه و پول های قدیمی تزیین می کنند در محل هزار جریب به این جلیقه سیمپوش می گویند.
    کلیجه : 

    کتی بلند و معمولا" از جنس مخمل رنگی همراه با یراق دوزی وسکه های عراقی و رضاشاهی است که در زمستان استفاده می شود. این کت آستین ساده بلند دارد. نوع دیگر آن با آستینی که تا روی آرنج می رسید به نام چکبن شناخته می شد.
    چادر شو : 

    چادر شب مربع شکلی را سه گوش کرده دور کمر در پشت گره می زنند. هنگام عروسی سر و چهر عروس را با آن می پوشانند. جنس چادر شب د رخانوادههای اعیان از ابریشم است و مردم عادی چادر شب هایی ازجنس کج ( ابریشم درجه 3 ) و یا مخلوطی از ابریشم و کج استفاده میکنند
    سرپوش زنان :

    چارقد: 
    روسری چهارگوش با رنگ روشن و گل دار از جنس وال، ململ، چیت و یا ابریشم است. از رنگ روشن چارقد همراه با آرایه های نقره ای به نام سرچنگک در محل شقیقه ها ، در جشن ها استفاده می شود.
    مندل : 
    سربندی است از جنس کتان که آن را سه گوشه و روی چارقد استفاده می کنند مندل بیشتر هنگام کشاورزی و کارهای روزمره استفاده می شود.
    سراقوچ : نوعی کلاه زنانه است از پارچه نخی و یا الگویی مشابه کلاه نوزاد که برای نگهداری گیسوان بافته شده به کار می رود. لبه این کلاه را چین کش می کنند.گیس بند یا موباف:بند نازکی است که آن را با رشته های تابیده شده از نخ برن که معمولا" سفید رنگ استتهیه می کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده استفاده می شود.پاپوش زنان :

    جوراب: جنس آن از پشم است و در رنگ های تیره بافته می شود.کوش : 
    در گویش محلی به کفش میگویند جنس آن از چرم دباغی شده و به رنگ های قهوه ای و مشکی بود 
    گالش: 
    بیشتر در رفت و آمدهای روزانه استفاده می شود و از جنس لاستیک سیاه و کف آن قرمز رنگ است . 
    چاروق : 
    کفش مشترک مردان وزنان است جنس این کفش از چرم گاو و گاومیش و یا نمد است که کمی بزرگ تر از پا و لبه آن چین کش است . 
    پاتوئه: 
    شال بلند ابریشمی است که دور پا پیچیده می شود و با کمک ریسمان های بلندی آن می بندند پاتوئه پاپوش گرمی است و در ورزهای سرد بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.




    پنجشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1396 10:18 ب.ظ
    نظرات() 

    سفرمیان

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    دوشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1394-01:16 ق.ظ

    *بسمه تعالی*
    *
    *
    *
    صفرمیان
    سفل میان
    سپل میان
    ستل میان
    سه پل میان
    سفرمیان
    سه تل میان
    *
    *
    *









    شنبه سوم بهمنماه سال 1394 02:23 ق.ظ
    نظرات() 

    فرهنگ لغت مازنی

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    شنبه بیست و هفتم تیرماه سال 1394-12:45 ق.ظ

    *بسمه تعالی*

    مجموعه اصطلاحات و گویش در زبان شیرین مازندرانی (با ترجمه فارسی و به همراه تلفظ انگلیسی و برگردان فارسی)

    مجموعه ای از اسامی پرندگان – وسایل ها – مکان ها و رنگ ها و اعضای بدن – زمان ها و انواع بازی های محلی و سایر اصطلاحات که در این مجموعه تقدیم می گردد:

    لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمائید.


    ادامه مطلب

    شنبه بیست و هفتم تیرماه سال 1394 12:50 ق.ظ
    نظرات() 

    سفلمون

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    شنبه بیست و هفتم تیرماه سال 1394-12:35 ق.ظ

    *بسمه تعالی*

    اما صفرمیونی باوفامی//هم خوش اخلاقوهم باخدامی

    کوره ی تش دره سوزنه غم غم//بهین جمع بووشیم همه دورهم

    خاشه مله ی مردم قرون//همه باوفا وهمه باایمون

    بهین جمع بووشیم صفاهاکنیم//صحبت ازامروزوفرداهاکنیم

    صحبت هاکنیم ازهواوزمین //ازتاور و تلارسر تااحمدزمین

    صحبت هاکانیم اززمینوهوا//ازتیرباغدله تا اوبندگا

    آسیوپشت و مزرعه ی پایین صحرا//پشتامن صحراهسته باصفا

    شکارچی ره بایرین بوریم شکار//تیرنگ دره پره امه لوبیاجار

    آسمون بنه سیونزده ره هارش//یقد دیگه هواکنده وارش

    زمستون خسیله بورده ورفته//گوسفندوه علفوگووه دشن که

    همه باهمدیگه بوئین مهربون//دهقونوگلشوچوبداروچوپن

    جمعه هابورین سرخاک اموات//خشه مرده هاوه برست صلوات



    شنبه بیست و هفتم تیرماه سال 1394 12:37 ق.ظ
    نظرات() 

    روستای ستل میان

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    سه شنبه بیست و ششم خردادماه سال 1394-09:59 ق.ظ

    بسمه تعالی

    روستای صفرمیان در فاصله ی 30 کیلومتری جنوب شهرستان نکا در استان مازندران واقع شده است . نام این روستا برگرفته از سه تل (تپه) که بصورت سه ضلع یک مثلث به یک دیگر متصل شده اند می باشد . ستل میان ، مابین این سه تل بلند قرار دارد . بعدها کم کم این نام به سپل میان ، سفرمیان ، سپل میان ، سفل میان و از همه مهم تر صفرمیان تغییر یافته است . از نمای بالای روستا سه تپه به شکل بسیار زیبایی به هم چسبیده اند . تاریخ این روستا طبق آثار باقیمانده اش به صدها سال پیش برمی گردد . قلعه ی دست ساخت زیبا و تاریخی توسکابن در قسمت شرقی صفرمیان نشانه ای از تاریخ کهن این دیار است ؛ که احتمالا در سالیان دور دژ نگهبانی و دیده بانی حاکمان این سرزمین بوده است . با پوشیده شدن این قلعه از درختان و طبیعت زیبای شالیزار و عبور رودخانه از کنار آن به زیبایی های آن افزوده است و از آن به عنوان نماد زیبایی این روستا یاد می شود . آستانه مقدسه ی حضرت سیده زبیده (ع) در کنار مسجد امام رضا (ع) هم از آثار تاریخی مذهبی این محل به شمار می آید . قبرستانی در جنوب سفل میان در مزرعه ی پشت آمن وجود دارد که از نوشته های روی سنگ آن نشان از زیستن مردمان شیعه مذهب در چندین سال پیش در این دیار دارد . افراسره ، گوشگابنه سر ، سره سر ، انجیلی سره ، گت سره ، یخچال دره و ... جاهایی هستند که که نام سره (محل ، ده) روی آن ها قرار دارد که باز هم نشانگر زیستن اقوامی در این مکان هاست . اکثر مردمان سفرمیان به کار کشاورزی ، باغ داری و پرورش دام و طیور و زنبورداری مشغول هستند . ازجمله محصولات کشاورزی این محل گندم ، سویا ، برنج و نخود فرنگی می باشد . از جاذبه های طبیعی این دیار می توان به چشمه های متعدد آب معدنی ، جنگل های سرسبز و زیبا و آبشار معروف افراسره نام برد . فسنجون و آش دوغ از غذاهای معروف سفل میان به شمار می آیند . میوه های جنگلی نظیر تمشک ، کاندس ، ولیک ، و توت جنگلی (سیناق) و همین طور دیگر میوه ها مثل آلوچه ، گردو ، سیب گلاب ، انار ، هلو ، ستیه ، به ، گردو، سیب ، آلوطلایی ، شلیل ، شبرنگ ، گیلاس ، گلابی ، آلبالو ، ازگیل ، خرمالو، توت، توت فرنگی ، تلکا ، انجیر، انگور ، شابلون و ... را می توان نام برد که در این روستا وجود دارد . قرار گرفتن سفل میان بین دو رودخانه به زیبایی های آن می افزاید . که شمال این روستا محل پیوند این دو رودخانه با هم است و با طی مسیر خود به رودخانه ی نکارود و سپس به دریاچه ی خزر می ریزد . از گل ها و گیاهان دارویی نیز می توان به قارچ (گوشک) ، هلزی ، گل گاوزبان ، بنفشه ، خاک شیر ، سکنجبین (منگل وگتیم) ، گلپر ، گل پامچال (چیپچیپا) ، انارجیجه (انارهیجه) ، زولنگ ، تلپا ، کلاچپه ، سراسفناج ، هوجی ، پرسیاوش ، پپ پپی ، اوتره ، سلمه ، زردکیجا ، وره زبان ، ولیگ بنی ، تیرنگ چنگی ، بارتنگ تیم و ... نام برد .ازسوغات صفرمیان هیچ گاه نمی شود از حلواهای خوش مزه ی آن غافل شد ؛ به ویژه حلوا سفید (اسبه حلوا) که معروف ترین سوغات صفرمیان به شمار می آید که بیشتر برای سفره های عید نوروز درست می شود و طرف داران زیادی بین مردم این روستا ، روستاهای مجاور وحتی شهر و روستاهای مختلف مازندران دارد . جرز حلوا ، سیو حلوا (حلوا سیاه) ، آرد حلوا ، پیسته گنده ، حسن پل پل ، امبستی ، چنگازه ، آغوز نون از دیگر خوراکی های خوشمزه ی سفل میان است که به دست کدبانوهای این روستا درست می شود . از محصولات جالیزی که در این محل کشت می شود می توان  به گوجه فرنگی ، کدو ، بادنجان ، انواع سبزیجات ، خیار ، توت فرنگی ، سیر ، پیاز ، لوبیا ، نخود ،باقلا ، آفتابگردان ، ذرت ، عدس ، بادام زمینی و ... اشاره کرد . درختان زیبای متنوعی نظیر توسکا ،ممرز ، آزاد (ازدار) ، راش (مرس) ، زیمدار ، بید (فک) ، انجیلی ، بلوط (مازو) ، افرا ، نمدار ، لرگ ، سرو ، کاج ، صنوبر ، تبریزی ، توت ، میولی ، چنار ، وند ، کلقو ،گیلاس وحشی ، انجیروحشی ، ملیچ (ملج) و ... نام برد . از دیگر سوغات معروف این روستا شیره ی خرمالو (دوشاب ، دشو) می باشد . که طرز تهیه ی آن زیبایی های خاص خودش را دارد . از کلیه ی کاربرانی که از این مطلب بازدید کرده اند دعوت می کنم که به این محل سر بزنند و خاطرات خوشی را برایشان رقم بزنند ، مطمئنا پشیمان نمی شوند . خدا نگه دار .



    سه شنبه بیست و ششم خردادماه سال 1394 10:11 ق.ظ
    نظرات() 

    مسجد امام رضا(ع)

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1394-03:32 ق.ظ

    صفرمیان




    پنجشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1394 03:35 ق.ظ
    نظرات() 

    تصاویر زیبا از روستای صفرمیان نکا

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    چهارشنبه سیزدهم اسفندماه سال 1393-02:59 ق.ظ

    "بسمه تعالی"

    تصاویری از روستای زیبای صفرمیان شهرستان نکا




























    موفق باشید .


    جمعه ششم آذرماه سال 1394 01:04 ق.ظ
    نظرات() 

    معرفی روستای صفرمیان

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    پنجشنبه بیستم آذرماه سال 1393-02:12 ب.ظ


    باسمه تعالی

    معرفی روستای صفرمیان

    زادگاه شهیدسرافراز رمضانعلی علی نژاد

    نام: روستای صفرمیان "Safarmian village"                     

    نام های مستعار: سفل میان ، سپل میان ، سه پل میان ، سفرمیان ، سه تل میان

    موقعیت جغرافیایی و تقسیمات کشوری: استان مازندران- شهرستان نکا- بخش هزارجریب- دهستان زارم رود (32کیلومتری جنوب نکا در دل جنگل های هیرکانی)

    مساحت: 150هکتار(1500کیلومترمربع)

    جمعیت: 300نفر

    مراکز تفریحی و جاذبه های توریستی: چشمه های آب معدنی، نهالستان، بقعه متبرکه امامزاده سیده زبیده، جهادچشمه

    میانگین جذب مسافر:متوسط  سالانه، 30000نفر

    سوغات:حلواسفید(اسبه حلوا)،کره، کشک، دوغ و تخم مرغ محلی، نان تنوری، دوشاب(شیره خرمالو)، سیر، گردو، آلوچه، سمنو، انواع ترشی و مرباجات، لوبیاچیتی، عسل، انواع ترشی، ترشک و لواشک(انار، آلوچه، کاندس)

    غذاهای مخصوص محلی: فسنجون(آغوزخورشت)، آش دوغ(دوپتی)

    محصولات کشاورزی:گندم، جو، برنج، ارزن،دانه های روغنی(سویا)، نخودفرنگی، گل گاوزبان، سیب زمینی

    محصولات جالیزی: گوجه فرنگی، کدو، بادنجان، انواع سبزیجات، خیار، توت فرنگی، سیر، پیاز، لوبیا، نخود،باقلا، آفتابگردان، ذرت، عدس، بادام زمینی

    نام های خانوادگی:رضائیان، علی نژاد، فتحی، صبوری، عبدی، محمدپور، فلاح،رضانژاد

    محصولات باغی: گردو، سیب، آلوچه، آلوطلایی،شلیل، شبرنگ، هلو، گیلاس، گلابی، آلبالو، به، ستیه، ازگیل، کاندس، ولیک، خرمالو، توت، توت فرنگی،تمشک،انار، سیناق(توت فرنگی صحرایی)، تلکا، انجیر، انگور،شابلون

    نام درختان جنگلی: توسکا،ممرز، آزاد(ازدار)، راش(مرس)، زیمدار، بید(فک)، انجیلی، بلوط(مازو)، افرا، نمدار، لرگ، سرو، کاج، صنوبر، تبریزی، توت، میولی، چنار، وند، کلقو،گیلاس وحشی، انجیروحشی، ملیچ(ملج)

    نام های درختچه: چماز(سرخس)، پیلم(آختی)، گزنه، گلپر(کلک)، استلخه، اشکنه، سیستلی، موره، شلمی، سوچنار، چلم، بمبول، چلمسک، خرو، سازیل، کلدمبه، لم، له له سازه، یارمستی، وازمبل، ارداله، الرز

    گیاهان صحرایی خوراکی ودارویی: قارچ(گوشک)، هلزی، گل گاوزبان، بنفشه، خاک شیر، سکنجبین(منگل وگتیم)، گلپر، گل پامچال(چیپچیپا)، انارجیجه(انارهیجه)، زولنگ، تلپا، کلاچپه، سراسفناج، هوجی، پرسیاوش، پپ پپی، اوتره، سلمه، شالپس، زردکیجا، وره زبان، ولیگ بنی، تیرنگ چنگی، بارتنگ تیم

    نام مکانها،مزارع،مراتع و جنگلها:

    پشتامن، کلدرسر، سل لیلم، سنگسرانجیر، لرگ پج، بالا نهالستان، لرگ چال، توسکاچال، شله، ببنک، پایین تاور، شیت سر، تلارسر، تاور، پایین لیلم، برف چال، گت چشمه پیش، پایین نهالستان، قرقشی، گیله بن، آروندله، توپیش، تپسر، نسوم لیلم، توسکابن، گرازکن بنچال، احمدزمین، انجیلی سره، پل بیست و شش متری، یورکله، قلعه کش، حسن بچیه، رزبک، اوبندگاه، کندل پل، قرن کلی، قلعه بن، اسبه اوک، گوشکا بنه سر، زیمدارچشمه، سنگ کراچ، گلسکه، تیرگله، چمازکلی، کورپلی، محمدعلی لیلم، کلقومن، لاگبارتوسکا بینجستون، گت سره، انتاور، کلقویی، سره سرتپه، ول اوجا، تپه حسن خرس، بندانده، قردارانجیلی، چشم بره، سل لمبر، رجونگهبانی، تیرساقی، مشتی دکته پیچ، کلک بنه سر، توسکالش، لوش افرا، یخچال دره، افراگلدیم، تیرباغ دله، جورآغوز، سی چال، ول توسکا، معصوم زاده چشمه، پلنگ بزه سی، محمدزمین، بسوته آغوز، رجبعلی زمین، پل شانزده متری، زربد لینگه، رف سر، پل ده متری، عباس زمین، شایینک تپه، افرا سره ، شرشری تک، کندس کاله، سدبندی، عاروسخاک، امقالی زمین، کمرسر، کمربن، خراط خیل، کارگاه پیش، گتی استل دکته، کلات دره، انجیلی پورم، آسوپیش، انجیلی گر، طالبکومه، بلندموزی، بلندموزی پشت، تاور دره، واشدارتوسکا، آسوپشت، ریگ چشمه، غضنفرلیلم، پایین صحرا، بندسر، توپیش، لوش تک، کردی لیلم، شلبه، سنگسرگذر، زربدلینگه، تپه حسن خرس، تیرگری افرا، نادعلی بنه سر، شیت سر، شوکا کباب هاکرده، تیرگله بنچال، اوبندسر، حموم چشمه سربند، فک بن .



    پنجشنبه بیستم آذرماه سال 1393 02:36 ب.ظ
    نظرات()