تبلیغات
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ وبلاگ روستای صفرمیان "رضائیان" نم نم وارش - روستای صفرمیان نکا - بازیهای روستایی در مازندران


درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


اوقات شرعی


پمپ بنزین | یاس تم
وصیت نامه | آلودگی هوا
چهل شاخص | موسیقی
کد لوگوهای سه گوشه

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد لوگوهای سه گوشه

پیچک



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


  • تبیان
  • 
  • ایران کاشی
  • کد سخنان بزرگان

    کدهای عاشقانه
    کدهای موس

    قالب وبلاگ


    Admin Logo themebox

    بازیهای روستایی در مازندران

    نوشته شده توسط:محمدجواد رضائیان
    دوشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1394-12:50 ق.ظ

    *بسمه تعالی*




    بازیهای روستایی در مازندران


    کَلِشْتِ کا

    تعداد افراد مناسب برای بازی دو نفر دسته های دو نفری در کنار هم در یک زمین، منتهی جداگانه می توانند بازی کنند.
    نحوه تهیه و ابزار بازی چنین است که ابتدا تعدادی از چوبهایی به قطر دو تا چهار سانتی متر و بلندی تقریبی ۲۰ تا ۴۰ سانتی متر که یک سر آن مانند مداد تراشیده و تیز کرده و یکسر دیگر آن گرد می باشد.مکان بازی در زمینی نرم و نمناک و بدون سنگ یا سنگریزه باشد صورت می گیرد و کلشت هایی که در این بازی بکار می رود عبارتند از : مولک
    MULAK ، کلشت متوسط و نازوار.
    مولک کلشت کوتاه قدی است به طول ۲۰ تا ۲۵ سانتی متر و قطر ۵/۲ سانتی متر.
    کلشت متوسط کلشتی است با طول ۳۰ یا ۳۵ سانتی متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی متر .
    نازوار کلشتی است تقزیبا بلندتر و کلفت تر از دو کلشت قبلی که جنس آن حتما از (شل چو و صاف) چوب تر می باشد که بلندی آن ۴۰ تا ۴۵ سانتی متر و به قطر ۳ یا ۴ سانتی متر است.
    می توان فردی را برای نگهداری کلشتها انتخاب کرد که به آن خیردار (
    XeyrDar ) می گویند که اگر برنده نشوند می گویند دست خیردار خوب نبوده.
    اما در شروع بازی تست زمین بازی لازم است که به اصطلاح محلی و مفهوم آن چنین است که دونفر بازیکن یکی از آنها کلشتی را در زمین یار یارقیب وی برای اینکه متوجه موضوع می باشد بلافاصله چون زمین را مناسب نمی بیند می گوید: دِگ با دکِ نا
    DEG BA DEKE NA یعنی این زمین را برای بازی قبول ندارم و اما چنانچه فردی که کلشت را بعنووان تست رها می کند همزمان بگوید : هارشِم فرو HARSHEM FROV زمین فرو می رود یا نه .
    اگر زمین بنظر او مناسب هست بلافاصله قبل از زبان گشودن رقیب یا فرد مقابل که می گوید دِگ با دِک نا باید بگوید دِ” با دِک یعنی برای بازی این زمین را قبول دارم و بعد از انجام این مرحله بازی بدین گونه شروع می شود که نفر اول کلشت را با دست به شتاب بلند کرده و در زمین فرو می کند (گِل کنه ) و نفر مقابل هم بدین صورت کلشت خودرا محکم به کلشت نفر اول می زند که اگر آنرا از جا کند یا انداخت کلشت نفر اول را بر میدارد و بازی به همین نحو ادامه پیدا می کند تا اینکه کلشت مولک های نفر اول یا دوم تمام شود که بعد از ان کلشت متوسط بهمیدان بازی می آید چنانچه کلشت متوسط یکی از طرفین تمام شد ( نازوار به میدان می آید و دوطرف مقابل هر دو با کلشت نازوار می جنگند تا این که یکی از طرفین همانند قبل تمام کلشت یار مقابل را ببرد و امام اگر مهارت یکی از بازیکنان ضعیف بود و کلشت او در زمین فرو نرفت و یا اکمی در زمین نشست این امتیاز به وی داده می شود تا بلافاصله بگوید
    ( سردِمتک (
    SAR DAMETAK که معنی آن این است که روی قسمت فرو رفته کلشت در زمین لگد کند و در حقیقت استقامت ان را در زمین بالا ببرد یا یاری بدهد ولی چنانچه یار مقابل قبل از او بگوید ( سردِمتک ( SAR DAMETAK NA یعنی حق نداری لگد کنی و باید کلشت تو بهمان صورت در زمین باشد .
    شرایط بردن کلشت ها در بازی چنین است : اگر کلشت یکی از افراد به هنگام زدن روی فرو نرفت و کلشت در زمین طوری با کلشت افتاده اصبت کند که ۵ سانتی متر یا بیشتر آن را تکان داده یا جابجا کند و یا به حرکت درآورد در غیر اینصورت صاحب کلشت افتاده می تواند کلشت را بردارد و به بازی ادامه دهد.
    شرط دیگر بردن کلشت ها این است که چنانچه یکی از طرفین کلشت را زد به طوری که کلشت فرو نشانده طرف مقابل کمتر از ۳ سانتی متری زمین نزدیک شد برنده به حساب می آید و در غیر اینصورت کلشت را برداشته ، بازی ادامه می یابد تا اینکه در پایان بازی ، یکی از طرفین کلشتش تمام شود که طرف برنده می گوید( دُس بَشورد
    DAS BASURD ) یعنی دستهایت را شستم و این کنایه از خالی کردن دستهای رقیب از کلشت می باشد و بالاخره تیم برنده ، کلشت های خود را جمع کرده و محل بازی را ترک می گویند.
    در این بازی تمرکز حواس شرط اساسی بازی است.
    توضیح: اصطلاح دِک با دِگ نا
    DEG BA DEG NA به هنگام بازی توسط بازیکنان به کار برده می شود که فرد زننده کلشت چنانچه کلشت او در زمین فرو نرفت بلافاصله باید بگوید دِک با دِگ نا یعنی دوباره باید بزنم و اگر قبل از او طرف مقابل گفت دِ با دِگ نا او نباید دست به کلشت بزند بلکه به همان صورت باید روی زمین باشد تا طرف مقابل بزند و این اصطلاح در خلال بازی چندین بار تکرار شود

    چش دار کا

    در این بازی هم افراد یک نفر را به عنوان چشگزاز (گرگ) انتخاب می کنند و یک مکان را هم به عنوان مرکز بازی که به ایست کاینه معروف است انتخاب می کنند آنگاه گرگ چشم خود را می بندد و گاهی هم ممکن است یک نفر را به عنوان ماره انتخاب کنند و او مسئول نگهداری چشم گرگ باشد در هر شکل افراد پس از بسته شدن چشم گرگ هر کدام در جائی پنهان می شوند و یک نفر با صدای بلند اعلام می کند که همه پنهان شدهاند و این کار معمولا با گفتن کلمه جیج اتفاق می افتدآنگاه گرگ شروع به گشتن دنبال افراد می کند و هرکدام راکه پیدا کرد با صدای بلند جای او را اعلام می کند یا با دست به او می زند و به این ترتیب آن فرد از دور بازی خارج می شود و افراد سعی می کنند با استفاده از غفلت گرگ و در خفا خود را به ایست کاینه یا ماره برسانند و به این ترتیب امتیاز بگیرند در نهایت فردی که آخرین نفری باشد که توسط گرگ از دور بازی خارج شود و یا اصطلاحا بسوزد جایش با گرگ عوض می شود.

    سید جا بدا کا

    این بازی هم یک بازی مجلسی است لوازم بازی عبارت از یک شلاق پارچه ای به نام شب و یک شی کوچک مانند سنگ یا لوبیا یا امثال آن است که به سید معروف می باشد.یک نفر به عنوان ماره انتخاب می شود و شروع می کند سید را از اول تا آخر مجلس به سمت دست همه می برد و در این بین بطور اتفاقی به دست یکی قرار می دهد آنگاه یک نفر که فکر می کند می داند سید دست کیست داوطلبانه کف دست خود را بالا می آورد و اعلام می کند که حاضر است بگوید سید دست کیست ماره هم یک ضربه به دست او می زند و او شخص مورد نظر خود را اعلام می کند اگر درست بود که جای او و ماره عوض می شود اگر نه شخصی که جدید اعلام شد یک ضربه می خورد و او یک نفر را اعلام می کند و این روال ادامه دارد تا شخص دارنده سید معلوم شود.

    کل کا

    این بازی بیشتر در کنار رودخانه ها که به هراز چاکه معروف بود انجام می شد و به این شکل بود که دو گروه در دو طرف می ایستادند و هر گروه چند سنگ بزگ تخت را سر پا می کردند که به کل معروف بود و هر کدام از افراد دو کروه به ترتیب با سنگی که به وسیله دست به سمت کل پرتاب می کردند سعی می کردند کلهای طرف مقتبل را هدف قرار دهند و به زمین بیاندازند و هر گروه که زودتر موفق به این کار می شد برنده بازی بود.

    یک چک دو چک (کلاردشت(

    بازیکنان به دو گروه مساوى تقسیم مى‌شوند مثلاً در هر گروه چهار نفر. چوب دو شاخه را در مرکز زمین بازى فرو مى‌کنند. دو چوب دیگر را هم به آن تکیه مى‌دهند . فاصله ٔ استقرار دو گروه از جائى‌که چوب را کاشته‌اند باید مساوى باشد ( حدود ۱۶-۲۰ متر). براى اینکه مشخص شود توپ در دست کدام گروه باشد، پشک مى‌اندازند. افراد گروهى که صاحب توپ هستند توپ را به زمین خود مى‌برند و کارها را تقسیم مى‌کنند. یکى توپ را پرتاب مى‌کند، یکى توپ را مى‌آورد و دو نفر دیگر مأمور مى‌شوند که توپ پرتاب شده توسط گروه مقابل را در هوا بگیرند. توپ پرتاب مى‌شود و بازیکنانى که مأمور گرفتن توپ در هوا هستند مى‌هوانند توپ را حتى پس از سه بار زمین خوردن هم بگیرند که اگر موفق شوند طرف مقابل آنها یک چک یا یک پا مى‌شود. اگر توپ پرتاب شده به چوب‌هاى کنارى اصابت کرد و هر دو جوب را انداخت و یاران همین گروه توپ را در هوا گرفتند، دوست آنها یک پا مى‌شود و اگر توپ را نگرفتند از بازى بیرون مى‌روند که اصطلاحاً مى‌گویند ‘حرفت’ شده است. اگر پرتاب‌کننده ٔ توپ هر دو چوب را زد و طرف مقابل نتوانست توپ را بگیرد بازیکن طرف مقابل ‘حرفت ‘ مى‌شود. در این بازى گروهى که افراد آن بیشتر از افراد تیم دیگر یک پا شده باشد، برنده است. گروه برنده به اندازه ٔ مسافتى که قبلاً تعیین شده از گروه بازنده کولى مى‌گیرد .

    کَلِشْتِ کا

    تعداد افراد مناسب برای بازی دو نفر دسته های دو نفری در کنار هم در یک زمین، منتهی جداگانه می توانند بازی کنند.
    نحوه تهیه و ابزار بازی چنین است که ابتدا تعدادی از چوبهایی به قطر دو تا چهار سانتی متر و بلندی تقریبی ۲۰ تا ۴۰ سانتی متر که یک سر آن مانند مداد تراشیده و تیز کرده و یکسر دیگر آن گرد می باشد.مکان بازی در زمینی نرم و نمناک و بدون سنگ یا سنگریزه باشد صورت می گیرد و کلشت هایی که در این بازی بکار می رود عبارتند از : مولک
    MULAK ، کلشت متوسط و نازوار.
    مولک کلشت کوتاه قدی است به طول ۲۰ تا ۲۵ سانتی متر و قطر ۵/۲ سانتی متر.
    کلشت متوسط کلشتی است با طول ۳۰ یا ۳۵ سانتی متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی متر .
    نازوار کلشتی است تقزیبا بلندتر و کلفت تر از دو کلشت قبلی که جنس آن حتما از (شل چو و صاف) چوب تر می باشد که بلندی آن ۴۰ تا ۴۵ سانتی متر و به قطر ۳ یا ۴ سانتی متر است.
    می توان فردی را برای نگهداری کلشتها انتخاب کرد که به آن خیردار (
    XeyrDar ) می گویند که اگر برنده نشوند می گویند دست خیردار خوب نبوده.
    اما در شروع بازی تست زمین بازی لازم است که به اصطلاح محلی و مفهوم آن چنین است که دونفر بازیکن یکی از آنها کلشتی را در زمین یار یارقیب وی برای اینکه متوجه موضوع می باشد بلافاصله چون زمین را مناسب نمی بیند می گوید: دِگ با دکِ نا
    DEG BA DEKE NA یعنی این زمین را برای بازی قبول ندارم و اما چنانچه فردی که کلشت را بعنووان تست رها می کند همزمان بگوید : هارشِم فرو HARSHEM FROV زمین فرو می رود یا نه .
    اگر زمین بنظر او مناسب هست بلافاصله قبل از زبان گشودن رقیب یا فرد مقابل که می گوید دِگ با دِک نا باید بگوید دِ” با دِک یعنی برای بازی این زمین را قبول دارم و بعد از انجام این مرحله بازی بدین گونه شروع می شود که نفر اول کلشت را با دست به شتاب بلند کرده و در زمین فرو می کند (گِل کنه ) و نفر مقابل هم بدین صورت کلشت خودرا محکم به کلشت نفر اول می زند که اگر آنرا از جا کند یا انداخت کلشت نفر اول را بر میدارد و بازی به همین نحو ادامه پیدا می کند تا اینکه کلشت مولک های نفر اول یا دوم تمام شود که بعد از ان کلشت متوسط بهمیدان بازی می آید چنانچه کلشت متوسط یکی از طرفین تمام شد ( نازوار به میدان می آید و دوطرف مقابل هر دو با کلشت نازوار می جنگند تا این که یکی از طرفین همانند قبل تمام کلشت یار مقابل را ببرد و امام اگر مهارت یکی از بازیکنان ضعیف بود و کلشت او در زمین فرو نرفت و یا اکمی در زمین نشست این امتیاز به وی داده می شود تا بلافاصله بگوید
    ( سردِمتک (
    SAR DAMETAK که معنی آن این است که روی قسمت فرو رفته کلشت در زمین لگد کند و در حقیقت استقامت ان را در زمین بالا ببرد یا یاری بدهد ولی چنانچه یار مقابل قبل از او بگوید ( سردِمتک ( SAR DAMETAK NA یعنی حق نداری لگد کنی و باید کلشت تو بهمان صورت در زمین باشد .
    شرایط بردن کلشت ها در بازی چنین است : اگر کلشت یکی از افراد به هنگام زدن روی فرو نرفت و کلشت در زمین طوری با کلشت افتاده اصبت کند که ۵ سانتی متر یا بیشتر آن را تکان داده یا جابجا کند و یا به حرکت درآورد در غیر اینصورت صاحب کلشت افتاده می تواند کلشت را بردارد و به بازی ادامه دهد.
    شرط دیگر بردن کلشت ها این است که چنانچه یکی از طرفین کلشت را زد به طوری که کلشت فرو نشانده طرف مقابل کمتر از ۳ سانتی متری زمین نزدیک شد برنده به حساب می آید و در غیر اینصورت کلشت را برداشته ، بازی ادامه می یابد تا اینکه در پایان بازی ، یکی از طرفین کلشتش تمام شود که طرف برنده می گوید( دُس بَشورد
    DAS BASURD ) یعنی دستهایت را شستم و این کنایه از خالی کردن دستهای رقیب از کلشت می باشد و بالاخره تیم برنده ، کلشت های خود را جمع کرده و محل بازی را ترک می گویند.
    در این بازی تمرکز حواس شرط اساسی بازی است.
    توضیح: اصطلاح دِک با دِگ نا
    DEG BA DEG NA به هنگام بازی توسط بازیکنان به کار برده می شود که فرد زننده کلشت چنانچه کلشت او در زمین فرو نرفت بلافاصله باید بگوید دِک با دِگ نا یعنی دوباره باید بزنم و اگر قبل از او طرف مقابل گفت دِ با دِگ نا او نباید دست به کلشت بزند بلکه به همان صورت باید روی زمین باشد تا طرف مقابل بزند و این اصطلاح در خلال بازی چندین بار تکرار شود

    شودرا بودرا

    این هم یک بازی مجلسی بود و لوازم مورد نیاز آن دو عدد چوب کوتاه و یک عدد شلاق یا همان شب بود و در این بازی با همان روش اج آید و بج آید….. یک نفر را به عنوان نفر وسط انتخاب می کردند و یک نفر هم به عنوان ماره بازی یا اسا انتخاب می شد آنگاه شخص وسط سر خود را روی پاهای ماره قرار می داد و چشمان خود را می بست و مجلس آرام می شد در این بین یکی از اهالی حاضر در مجلس با شلاق به پشت او می زد و در جای خود می نشست سپس او از جای خود بلند می شد و ماره به وسیله آن دو چوب کوچک که در دست داشت یکی را روی زمین و دست خود تکیه می دهد و با دیگری روی آن می کشد و می گوید (شودرا بودرا) معمولا سر چوب شود به طرف انحرافی و سر چوب بود به سمت شخص ضربه زننده است و اگر بازیکن وسط از جهت حرکت چوبها آن شخص را شناسایی کند جای این دو عوض می شود و اگر شناسایی نکند بازی ادامه پیدا می کند.

    چلیک چو مار کا

    این هم یک بازی محلی منحصر به فرد است که فکر می کنم مختص قسمتهای خاصی از مازندران باشد و در جاهای دیگر زیاد به چشم نمی خوردو بسیار جالب و سرگرم کننده است در این بازی هم افراد به دو دسته مساوی تقسیم می شوند با همان شیوه سلار رفتن و بعد از تقسیم افراد به دو گروه با روشی مشخص می کنند که چه کسی شروع کننده بازی بازی باشد زمین بازی هم بایدنسبتا باز و وسیع باشد مرکز شروع بازی را با یک سنگ نسبتا بزرگ مشخص می کنند و وسایل بازی عباتند از یک چوب متوسط به نام (چومار) و یک چوب کوچکتر به نام (چلیک) که چلیک از سوی شروع کننده بازی به سمت زمین بازی انداخته می شود و یکی از یاران طرف مقابل سعی می کند با یک چوب دیگر به نام( چک گیر) جلوی چلیک را بگیرد و اگر چک گیر به چلیک برخورد کند او باید آن را به طرف چومار که از طرف پرتاب کننده چلیک به سنگ مرکز زمین تکیه داده می شود پرتاب کند و آن را بزند اگر موفق به زدن چو مار شد که آن بازی کن از دور بازی حذف می شود و اگر موفق به زدن چومار نشد آن بازیکن مجاز است سه مرتبه بوسیله چومار چلیک را از زمین بلند کند و به زیر آن بزند و بعد مسافت دور شده چلیک تا مرکز بازی را با قدم عادی خودش بشمارد و هر ده قدم به عنوان یک (نو) ثبت می شود. چنانچه چلیک پرتابی به چک گیر برخورد نکند طرف مقابل در انداختن آن به طرف چومار مجاز به تصمیم گیری می باشد و اگر نخواهد با چلیک به چومار بزند شخص مقابل باید با چومار به سمت چلیک پرتاب کند اگر موفق به زدن آن شد مجاز به سه بار زدن چلیک می باشد در غیر این صورت از دور بازی حذف می شود و این چرخه ادامه دارد تا اینکه اولین گروهی که زودتر بتواند تعداد نو های خود را به رقم توافقی اول بازی برساند مرحله اول بازی تمام می شود و در مرحله دوم همه بازیکنان تیم برنده مجازند یک بار سعی کنند بوسیله چومار چلیک را روی هوا نگه دارند و به آن ضربه بزنند و به محض افتادن چلیک روی زمین تعداد ضربات آنها که در هوا به چلیک زدند به خاطر سپرده می شود در پایان هر شخص به تعداد ضربه ای که به چلیک در هوا زد مجاز است سعی کند با ضربه زدن به چلیک در یک جهت خاص که تعیین می کنند چلیک را از مرکز بازی دور کند و در این حین یک یار از طرف مقابل سعی می کند با چک گیر مانع دور شدن زیاد از مرکز بازی شود در پایان ضربات افراد گروه بازنده سعی می کنند با دویدن و زو کشیدن مسافت ایجاد شده را طی کنندو هر مسافتی که باقی بماند و نتوانند زو بکشند باید افراد هم وزن یار طرف برنده را به دوش بگیرد و به سمت مرکز زمین بازی ببرد. این بازی اصطلاحاتی دارد که چند تا را برایتان می نویسم.

    چرمه:یعنی یار مقابل آمادگی دارد با چلیک به چومار بزند.
    نچرمه:یعنی یار مقابل با چلیک به چومار نمی زند.
    اله مس کبره – دله مس کبره …: به سه ضربه ای که توسط چو مار به چلیک زده می شود گفته میشود.
    اولوک- کبره -همه جا دکتک برمن: هرگاه شخص می خواهد الک دولک کند این اصطلاح را می گوید تا اگر چومار به سر چلیک نخورد یا چلیک به مسیر دیگری غیر از مسیر بازی رفت امتیازی از او کم نشود.

    تب چو کا

    یک بازی محلی می باشد که شباهت بسیار زیادی به بیسبال آمریکاییهاو یا کریکت هندیها دارد با اندکی تفاوت و از بازیهای گروهی و محبوب اهالی محل از بزرگ و کوچک بود و در زمانهای خاصی از سال که اوقات فراغت مردم بیشتر بود مانند ایام عید و یا روزهای آخر هفته پاییز به صورت گروهی در مکانهای وسیع که عموما بالا قبرستون یا (قلا بن) بودبه آن می پرداختند. در این بازی افراد با روشی بسیار جالب که به (سلار) رفتن معروف بود به دو دسته تقسیم می شدند وآنگاه با شیر یا خط که به وسیله یک سنگ تخت که یک سمت آن را با آب دهن خیس می کردند و به (شیر بنه خط) معروف بود مشخص می کردند که کدام گروه اصطلاحا در سر باشد و کدام گروه به گل برود سر به مرکز شروع بازی گفته می شد که با یک سنگ یا چیز دیگری مشخص می شد و افراد در آنجا به ترتیب با چوب به توپ ماهوتی و به(خی تب) معروف بود و از طرف یکی از افراد گروه مقابل به هوا انداخته می شد ضربه می زدند و به این کار تب گرفتن گفته می شدهر فردی که با چوب توپ را می زد می بایست تا مرکز دیگر بازی که در وسط زمین بوسیله چیزی مشخص می شد برود و بر گردد تا مجاز باشد مجددا به توپ ضربه بزندو به این عمل اصطلاحا نو شدن می گفتنداما گروهی که در مقابل در گل بودند سعی می کردند تا توپهای فرستاده شده از سوی مقابل را بگیرند و مانع از رفت و برگشت یاران مقابل بین دو مرکز بازی شوند و چنانچه در این مسیر با توپ به یار مقابل می زدند جای این دو گروه عوض می شد یعنی گروه سر به گل و گروه گل به سر می آمدند البته چنانچه توپ زده شده را در هوا می گرفتند اصطلاحا می گفتند (اندلی) گرفتیم و در این حالت هم جای دو گروه عوض می شد و نیز معمولا آخرین فردی که در سر می ماند و قصد توپ زدن داشت مجاز بود سه بار به توپ ضربه بزند و اصطلاحابه او (سه تب) می گفتند در این بازی اگر یاران گل با توپ به وسط دستان یار سر توپ می زدند قابل قبول نبود و بازی به همان شکل ادامه پیدا می کرد و جر زدن که در اصطلاح محلی به (شوتی) کردن معروف بود بسیار رایج بود و افراد سعی می کردند با شیوه های مختلف زودتر مکان خود را در بازی عوض کنند.

    بر کا

    این بازی بیشتر یک بازی دخترانه بود و لوازم آن عبارت از پنج عدد سنگ کوچک و گرد مانند یا اگر تیله در دسترس بود تیله بود روش کار به این شکل بود که بازی به ترتیب از یک تا پنج به نام( اتاک – دتاک- سه تاک-چار تاک-پنش تاک)و بعد از آن حرکتی به نام الله آنگاه (خرمیزاک- جاویداک-بشکن – نشکن – هموا – هفت دل) و بعد از آن ده مرحله به نام سگ داشت که به ترتیب از یک تا ده ضربه داشت و هر کس که تمام این مراحل را زودتر طی می کرد مجاز بود به روشی خاص روی پشت دست یار مقابل حرکاتی انجام دهد و او را تنبیه کند.



    دوشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1394 01:00 ق.ظ
    نظرات() 

     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر